نوستالژی 1982 Julio Iglesias : Nostalgie

Julio Iglesias : Nostalgie

Julio Iglesias : Nostalgie

 

Nostalgie on se ressemble
ما خاطرات گذشته رو دوست داریم

Tu es tendre, moi aussi
تو نرم و شیرینی من هم همینطور

Nostalgie je pense elle
فکر میکنم اون یک خاطرست

Je l’appelle dans la nuit
که شبها صداش میکنم

Elle vivait l-bas
اون در دوردستها زندگی میکنه

Au pays du froid
در سرزمینی سرد

O le vent sauvage
با بادهای وحشی

M’apporte un regard
و بهم نگاه میکنه

Il neigeait l’hiver
زمستان برف میبارید

Il pleuvait du bleu
بارانی آبی رنگ میبارید

Et l’t joli, Nostalgie
و این خاطره زیبا نیست

Nostalgie on se ressemble
ما خاطره گذشته رو دوست داریم

C’est dcembre ton pays
توی کشور شما ماه دسامبره

Nostalgie, tu joues tzigane
کولی بازیهای خاطره انگیز

Sur la gamme de l’oubli
در حال فراموش شدنه

Elle avait envie
اون دوست داشت ( کولی بازی دوست داشت )

De brler sa vie Sous un vrai printemps Elle avait vingt ans
اما زندگیش سوخت ( فنا شد ) در یک بهار واقعی اون بیست سالش بود

Elle a pris la mer
به دریا رفت

Vers un ciel plus clair Me laissant le gris
به دنبال آسمانی روشنتر و من خاکستری رو ترک کرد

Nostalgie
خاطرات گذشته

Un amour d’hiver
عشق به زمستان

Le ciel l’envers
آسمان سر و ته شد

C’tait la folie
دیوانه شده بود از

Nostalgie
خاطرات گذشته

Parfois sur la mer
گاهی اوقات در دریا

Quand la nuit est claire Son prnom revit
وقتی شب روشنه اسمش دوباره زنده میشه

Nostalgie Nostalgie Nostalgie
خاطرات گذشته, خاطرات گذشته, خاطرات گذشته

مطالعه بیشتر