رودخانه دوران کودکی ۲۰۰۴ Garou Michel Sardou : La Riviere De Notre Enfance

Garou Michel Sardou : La Riviere De Notre Enfance
Garou Michel Sardou : La Riviere De Notre Enfance

 

رودخانه ی دوران کودکی درختی را به خاطر می آورم وزش بادی را به خاطر می آورم
Je me souviens d´un arbre Je me souviens du vent

صداهای مبهمی که از امواج انتهای اقیانوس می آید
De ces rumeurs de vagues, Au bout de l´océan

شهری را به خاطر می آورم صدایی را به خاطر می آورم
adelehfr.setText( “Je me souviens d´une ville Je me souviens d´une voix

درختان نوئلی که می درخشیدند،در برف و سرما
De ces noëls qui brillent, dans la neige et le froid

رویایی را به خاطر می آورم پادشاهی را به خاطر می آورم
Je me souviens d´un rêve Je me souviens d´un roi

تابستانی که تمام شد خانه ای چوبی
D´un été qui s´achève D´une maison de bois

آسمان را به خاطر می آورم آب را به خاطر می آورم
Je me souviens du ciel Je me souviens de l´eau

پیراهنی توری که از پشت پاره شده بود
D´une robe en dentelle Déchirée dans le dos

این خون نیست که در رگ های ما جاری است
Ce n´est pas du sang qui coule dans nos veines

این رودخانه ی کودکی مان است
C´est la rivière de notre enfance

این مرگ او نبود که من را آزرده خاطر می کرد
Ce n´est pas sa mort qui me fait d´la peine

این ندیدن دوباره ی رقصیدن پدرم بود
C´est de n´plus voir mon père qui danse

فانوس دریایی را به خاطر می آورم نشانه ای را به خاطر می آورم
Je me souviens d´un phare Je me souviens d´un signe

adelehir.setText( “نوری در غروب اتاقی ناشناس
D´une lumière dans le soir D´une chambre anonyme

عشق را به خاطر می آورم ژست هایی را به خاطر می آورم
Je me souviens d´amour Je me souviens des gestes

کالسکه ی بازگشت عطر روی کتم
Le fiacre du retour Le parfum sur ma veste

زمان های خیلی دور را به خاطر می آورم خیلی کم به خاطر می آورم
Je me souviens si tard Je me souviens si peu

قطار هایی که اتفاقی به هم می رسیدند از زوجی عاشق
De ces trains de hasard D´un couple d´amoureux

لندن را به خاطر می آورم رم را به خاطر می آورم
Je me souviens de Londres Je me souviens de Rome

از آفتابی که سایه می شد غمی که انسان را می سازد
Du soleil qui fait l´ombre Du chagrin qui fait l´homme

این خون نیست که در رگ های ما جاری است این رودخانه ی کودکی مان است
Ce n´est pas du sang qui coule dans nos veines C´est la rivière de notre enfance

مرگ او نبود که من را آزرده خاطر می کرد این ندیدن دوباره ی رقصیدن پدرم بود
Ce n´est pas sa mort qui me fait d´la peine C´est de n´plus voir mon père qui danse

       

ما در شبکه های مجازی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *